تبليغاتX
گنجشک ها تابوت نمی خواهند

گنجشک ها تابوت نمی خواهند

فروووووووووووووووووووود ...............آه

 

 

بازهم سلام وبازهم غزل..............

 

 

تلخ است پر سه هاي خيابان عصرها

بي چتر زير نم نم باران  عصرها

گم كرده ام هميشه خودم را كنا ر تو

درسايه هاي مبهم و بي جان عصرها

حالا ترانه هاي بنان دل نشين تراند

حالا نشسته ايم در ايوان عصرها

اما هنوز سايه ي اين سر نوشت تلخ

افتاده است بر تن فنجان عصرها

گنجشك هاي حادثه هي برگ مي شوند

بر شاخه هاي خشك درختان عصرها

من ابر مي شوم و تو را گريه مي كنم

همراه  باد هاي   پريشان  عصر ها

"ازهرطرف نرفته به بن بست مي رسيم"

در كو چه هاي سر به گريبان عصر ها

"الهام دیداریان: نیشابور "

 

اي ابرهاي سر زده باراني ام هنوز

درگیروداراين شب طولاني ام هنوز

عمري گذشته است ولي جغدهاي كور

عادت نكرداند به ويراني ام هنوز

داري مرا به كام خودم تلخ مي كني...

در دست هاي سرد تو فنجاني ام هنوز

تقصير من كه نيست اگر چشم هاي تو

مرداد ماهي اند و زمستا ني ام هنوز

تا چرخ سرنوشت بچرخد به ميل من

چشم انتظار معجزه اي آني ام هنوز

بگذار پر شود همه جا از سكوت من

قابل به گفتگو كه نمي داني ام هنوز 

" الهام دیداریان :نیشابور"

+ نوشته شده در ساعت 11 بعد از ظهر توسط گنجشک های بی تابوت |


http://tahghigh4u.co.sr

Congratulations!



Omide-Khaste.Blogfa


.:: حتي اگر نباشي مي آفرينمت::.

.:: چونان كه التهاب بيابان سراب را ::.